دلم تنگ است و دلگیرم
بسي غم در دلم آکنده و تنها و غمگينم
نمي آيد کسي ديگر بگيرد دست سردم را ميان دست گرم خود
فشارد تا که شايد غم نخواهد تا مرا آزار دارد
نمي آيد کسي ديگر
بگويد حرفي از جنس گل اطلس به اين تنها به اين بي کس
به اين زنداني پر بسته مانده در قفس
بگويد حرفي از جنس گل مهتاب به تنها به اين بي تاب نمي آيد
دلم تنگ است و دلگيرم خداوندا خداوند
بسي غم در دلم آکنده و تنها و غمگينم
نمي آيد کسي ديگر بگيرد دست سردم را ميان دست گرم خود
فشارد تا که شايد غم نخواهد تا مرا آزار دارد
نمي آيد کسي ديگر
بگويد حرفي از جنس گل اطلس به اين تنها به اين بي کس
به اين زنداني پر بسته مانده در قفس
نمي آيد بگويد حرفي از جنس گل مهتاب به تنها به اين بي تاب
دلم تنگ است و دلگيرم خداوندا خداوندا